دلتنگی

 

دلم برای وبلاگم تنگ شده بود!! گاهی وقتا یه چیزایی هست تو زندگی آدم که بنظر خیلی عادی و معمولی هستن.... گاهی شاید بعضی چیزا حتی آدم رو اذیت میکنن!! ولی وقتی نیستن.... وقتی بهشون دسترسی نداری .... دلت تنگ میشه!! حسرت میخوری!! غصه میخوری!! با خودت میگی کاشکی بود! اونوقت با خودت میگی: یعنی چی؟!! اسم این حس چیه؟!! وابستگیه؟ عادته؟ وفاداریه؟! عشقه؟!!چیه؟؟؟

مگه مهمه اسمش چیه؟!! بنظرم مهم نیست! مهم اون احساس بی نامیه که تو دلته!!

حالا من به وبلاگم هم همچین حسی دارم!! یک حسی که اسمش مهم نیست ولی باعث شد دلم براش تنگ بشه! برای چک کردنش.... نوشتن حرفام.... درد  ودل کردن.... چک کردن اظهار نظرهای دیگران و حتی کسایی که اظهار نظری نمیکنن و فقط یک رد پایی از خودشون میذارن و میرن!!..... دلم برای همه اینا تنگ شده بود....

چندین بار احساس غم و شادی داشتم که میخواستم بنویسم..... ولی نشد. منم از خیرش گذاشتم.... حتی به خودم زحمت ندادم اونا رو بنویسم تا بعدا به وبلاگم منتقل کنم..... انگار وقتی وبلاگ نیست، نمیشه نوشت!! الانم دیگه یادم نیست!!! شایدم دیگه حسش نیست!!  

وبلاگ عزیزم خوشحالم که هستی!!

/ 1 نظر / 39 بازدید
وحید53

اینه که یک ماهه پرشینبلاگ خراب شده جایی نرفتیم. دوستان حتی وبلاگ هم درست کردن جای دیگه نرفتیم